X
تبلیغات
رایتل
دوستش داشتم
بی کسی

آمده بودم تا حضور را فریاد زنم

تا روشنی را از دستان سیاه شب پس بگیرم...

کسی با من همراه نشد

آسمان نیز اسیر سیاهی...

بی کسی نشانه ام شد

آن ها فریادم را نشنیدند

چشمانم اشک آلود ماند

کاش سر بر شانه های خدا می گذاشتم...

۱۳۸۷/۶/۳

|| نوشته شده در پنج‌شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 11:14 ب.ظ توسط رضا(یه پسر شیطون) | 8 نظر